اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
464
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
فانا اولى بحسناتك منك ، و انت اولى بسيئاتك منى بذلك ، و انى لا أسأل عما افعل و هم يسالون ، « خداى تبارك و تعالى ميگويد : اى پسر آدم ، بخواست من بود كه براى خود ميخواستى آنچه ميخواستى ، و باراده من بود كه براى خود اراده ميكردى آنچه اراده ميكردى ، و بنيروى من واجب مرا بجا آوردى ، و بنعمت من بر نافرمانيم نيرو گرفتى ، پس بدين جهت من از تو به نيكيهاى تو سزاوارترم و تو از من به بديهاى خود سزاوارترى ، و منم كه از آنچه مىكنم پرسش نمىشوم ، و آنان پرسيده ميشوند . » و گفت : ان الله فرض على الاغنياء ما يكفى الفقراء فان جاع الفقراء كان حقيقا على الله ان يحاسب أغنياءهم و يكبهم فى نار جهنم على وجوههم [ 1 ] ، « همانا خداى بر ثروتمندان واجب كرده است آنچه را كه بينوايان را كفايت مىكند ، پس اگر ناداران گرسنه باشند ، بر خدا سزاوار خواهد بود كه حساب ثروتمندانشان را برسد و آنان را به روى در آتش دوزخ اندازد » و گفت : يقول الله عز و جل : انى لم اغن الغنى لكرامة به على و لكنه مما ابتليت به الاغنياء ، و لو لا الفقراء لم يستوجب الاغنياء الجنة ، « خداى عز و جل مىگويد : همانا من مالدار را بدان جهت كه نزد من بزرگوارى داشته است دارا نكردهام ، ليكن مالدارى از چيزهايى است كه ثروتمندان را بدان آزمودهام ، و اگر ناداران نبودند ثروتمندان بهشتى نميشدند . » و گفت : اربع من اتى الله عز و جل بواحدة منهن وجبت له الجنة : من سقى هامة صادية ، او اطعم كبدا جائعة ، او كسا جلدة عارية ، او اعتق رقبة عانية ، « چهار چيز است كه هر كس يكى از آنها را نزد خدا برد بهشت براى او واجب شود ، كسى كه جاندارى تشنه را سيراب كند ، يا جگرى گرسنه را خوراك دهد ، يا تنى برهنه را بپوشاند ، يا بنده اى
--> [ 1 ] ر . ك . نهج البلاغه ، ك 328 .